طلا و نقره كه گاه گوهرنشان بودند، براي برداشتن انجير يا سرخ كردن پنير بهكار ميرفتند. تدريجاً چنگالهاي بيشتر و ارزانتري ساخته شد و كاربردشان عموميت يافت؛ گرچه مدت زيادي طول كشيد.1 چنگال هم اختراعي فني بود و هم اجتماعي.
به استثناي بخش كوچكي دربارهٴ اصناف در مشرق، اين فصل كلاً از فنآوري غربي بحث كرده است. اگر تاريخ پيشرفت غرب به خاطر نبودن آگاهيهاي مشخص دردآور است، تاريخ صنعت در آسيا دوبرابر چنين است.
در مقدمه، ج 2 (ص 1894) از مهندسان مسلماني سخن گفتهام كه در زمان سلسلهٴ يوآن در خدمت مغول بودهاند. برخي از آنان تا سدهٴ چهاردهم زنده بودند. آلاواتينگ (علأالدين) در سال1312م/712 ه ق درگذشت و پسرش ماهاشا جانشين او شد و اي سسو ما يين در سال1330م/731 ه ق (؟) وفات يافت و پسرش ياكو به جايش نشست.
ما دقيقاً نميدانيم اين افراد در خدمت مغول چه كاري انجام ميدادند، ولي مسلماً به انتقال انديشههاي اسلامي (و ساير انديشههاي غربي) به چين كمك كردند.
اخيراً تحقيقي دربارهٴ ابزارهاي چيني منتشر شده است؛2 اين بررسي براساس مجموعهاي است كه موٴلف در چين گردآورده و معرف ابزارهايي است كه هماكنون در چين بهكار ميرود، با اين همه، ميتوان يقين داشت كه بسياري از آنها در زمان سلسلهٴ يوآن و حتي پيش از آن بهكار ميرفته است. از آنجا كه چنين است، اين كتاب در فهم زندگي كشاورزان و صنعتگران چيني در سدهٴ چهاردهم بهما كمك ميكند.
12. نظريههاي موسيقايي
الف. در غرب لاتيني. نوشتن تاريخ موسيقي غرب خيلي آسانتر از تاريخ هنرها و صنايع ديگر است، چون آثار زيادي در شرح پيشرفت آن درهر قرن وجود دارد. اين كار به خاطر سنتهاي ديرين دانش موسيقي و بهخاطر اين واقعيت است كه موسيقي را از آغاز شعبهاي از رياضيات ميدانستند. آرخوتاس تارنتومي فيثاغوري (چهارم ـ 1 پ م) در گفتوگو از رياضيدانان، خاطرنشان ميكند ((آنان معلومات دقيقي در باب سرعت ستارگان، طلوع و غروبشان و دربارهٴ هندسه، حساب و اشكال كروي و دربارهٴ موسيقي به ما عرضه كردهاند؛ چون اين شاخههاي علوم همچون خواهران يكديگرند.3)) موسيقي در سدههاي ميانه يكياز دانشهاي چهارگانه